تجدید عهد با غریب طوس
باید که رو به جانب دارالشفا کنیم
باشد سزا که بر در طب الرضا رویم
وانگاه درد خویش در آنجا دوا کنیم
ما را اگر بساحت قدسش اجازه داد
آنجا ولا برای همه دست و پا کنیم
مهمان شویم جمله بدار الضیافه اش
بر خوان او نشسته دمی را صفا کنیم
بالجمله روز از شعف و شب ز روی جد
خود را در آستان رضا جابجا کنیم
چون پیروی بساحت کیوان رسید گفت
باید به پیروان علی اقتدا کنیم
28صفر رحلت پيامبر گرامى اسلام (ص)
سيره علمى و عملى امام حسن مجتبى (ع)
پرتوى از سيره و سيماى امام حسن مجتبى(عليه السلام)
خطبه حضرت امیرالمومنین در روز غدیر
غدیر2
1) تنها مسألهاي كه درميان حدود صد هزار نفر مطرح شد.
2) تنها مسألهاي كه در آن متقدّمين برگشتند و صبر كردند تا بازماندگان برسند.
3) مسألهاي كه همه مأمور شدند به غائبين خبر دهند.
4) از هنگام رفتن به مكّه مؤذّن اعلام كرد كه كاروان رسول الله عازم حجّ است تا مردم ملحق شوند
غدير1
اشعار على حمانى در تجليل از امامت
اشعار على حمانى[1]در تجليل از امامت[2]
بين الوصىّ و بين المصطفى نسب تختال فيه المعالى و المحاميد
كانا كشمس نهار في البروج كما ادارها ثمّ احكام و تجويد
كسيرها انتقلا من طاهر علم إلى مطهّرة آباؤها صيد
يعنى بودند بين نبى و وصى عليهما السّلام مثل آفتاب روز در بروج چنان كه حركت داده است آن را در آنجا احكام و نيكوئى امور، همچنين مثل سير آن انتقال كردند ايشان از صلب طاهر معروف به بطن مطهّر و پاكيزه كه آباء وى همه بزرگان بودند.
تفرّقا عند عبد اللَّه واقترنا بعد النّبوّة توفيق و تسديد
جدا شدند ايشان از هم نزد عبد اللَّه، زيرا كه او پدر رسول صلّى اللَّه عليه و آله و برادر وى ابو طالب پدر امير المؤمنين عليه السّلام، و باز مقترن شدند با هم بعد از نبوّت در جميع فضائل، و به درستى كه اين نهايت توفيق و تسديد است.
و ذرّ ذو العرش ذرّا طاب بينهما فانبثّ نور له في الارض تخليد
افشانده است خداى دانه طيّب ميان ايشان پس منتشر شده است از آن نورى كه هميشه باقى است اثر آن در زمين [3]
نور تفرّع عند البعث فانشعبت منه شعوب لها في الدّين تمهيد
(باز در تعريف آن نور مىگويد:) نورى كه متفرّع شده است نزد بعثترسول صلّى اللَّه عليه و آله، پس منشعب و منتشر شده است از آن شعوب و فروعى كه ايشان تمهيد و تحرير دين مىكنند. [4]
قوم لماء المعالى في وجوههم عند التّكرّم تصويب و تصعيد [5]
(باز در مدح اولاد وى مىگويد كه) ايشان قومىاند كه آب بزرگى در روهاى ايشان نزد تكرّم پائين مىآيد و بالا مىرود.
و المنعمون اذا ما لم تكن نعم و الذّائدون اذا قلّ المذاويد
ايشان نعمت مىدهند در حالى كه نباشد نعمت و حمايت و يارى مىكنند وقتى كه حمايتكننده كم باشد.
أوفوا من المجد و العلياء في قلل شمّ قواعدهنّ الفضل و الجود [6]
رسيدند در مجد و بزرگى به مرتبههاى بلند و قواعد ايشان جميع فضل وجود است.
سبط الاكفّ اذا شيمت مخائلهم اسد اللّقاء اذا صيد الصناديد
اگر خواهى بدانى علامات ايشان را بدان كه گشاده كفاند و صاحب همت و مثل شير ملاقات مىكنند در جنگ در وقتى كه همه بزرگان و شجاعان ترك جنگ كنند و بگريزند.
يزهو المطاف اذا طافوا بكعبته و تشرئب لهم منها القواعيد
افتخار و تكبر مىكند مطاف وقتى كه طواف مىكنند ايشان به كعبه آن و روشن مىشود قواعد از براى ايشان از كعبه.
محسّدون و من يعقد حبل المودّة يضحى و هو محسود
مردم حسد ايشان را دارند به سبب كثرت فضائل ايشان و هر كس ببندد به دوستى ايشان ريسمان مودّت، او نيز چنان مىشود كه مردم حسد او را برند.
لا ينكر الدّهر إن ألوى بحقّهم فالدّهر مذ كان مذموم و محمود
انكار مكن زمانه را اگر پيچيده است حق ايشان را يعنى خلافت و به ايشان نداده است آن را به درستى كه زمانه هميشه چنين است گاهى مذموم است و گاه محمود.
و نظير اين ابيات است دو بيت باز از قول على بن محمد رحمه اللَّه:
رأت بيتى على رغم الملاح هو البيت المقابل للضّراح
علامت خانه بر رغم معاندان اين است كه خانه برابر بيت المعمور است.[7]
و والدى المشار به اذ ما دعا الدّاعى بحىّ على الفلاح[8]
اشاره به پدر من است وقتى كه داعى مىگويد: «حىّ على الفلاح» (يعنى بيائيد به راه راست و دين محمد صلّى اللَّه عليه و آله، پس «فلاح» اشاره به حضرت است و او پدر سيّد مذكور است و مراد از پدر، جدّ است).
[1] ابو الحسين على بن محمد حمّانى كوفى معروف به «أفوه». امام هادى عليه السّلام او را بزرگترين شاعر معرفى كرده و مسعودى در مروج الذّهب او را مفتى و شاعر و مدرّس و زبان گوياى مردم كوفه دانسته است كه در آن زمان احدى از آل على عليه السّلام در كوفه بر او برترى نداشته است. حمّانى عمرى طولانى داشت و در سال 301 هجرى قمرى چشم از جهان فرو بست. «الغدير» 3/ 57- 69
[2] کتاب دفاع از تشيع شیخ مفید ص 91
[3] كنايه است از فاطمه عليهما السّلام
[4] كنايه است از ائمه از اولاد وى عليه السّلام الى يوم القيامة
[5] اين دو بيت در متن عربى افزون است:
هم فتية كسيوف الهند طال بهم على المطاول آباء مناجيد
يدعون احمد عدّ الفخار ابا و العود ينبت في افنانه العود
«الفصول المختارة» ص 40.
[6] در متن عربى افزون است:
ما سوّد النّاس إلّا من تمكّن في أحشائه لهم ودّ و تسويد
في كلّ يوم لهم بأس يعاش به و للمكارم من أفعالهم عيد
«الفصول المختارة» ص 40
[7] (و بيت المعمور خانهاى است كه اول در موضع كعبه بوده بعد از آن خداى تعالى آن را به آسمان برده و در جاى آن، خانه كعبه را بنا كردهاند، پس بنا بر اين، خانه وى خانه كعبه خواهد بود.)
[8] «مناقب آل ابى طالب» 4/ 236، «الغدير» 3/ 60.
اشعار سيد حميرى در باره امارت على ع
اشعار سيد حميرى در باره امارت على ع
پس به تحقيق كه گفته است سيد اسماعيل بن محمد در قصيده «رائيه»:
الا الحمد للَّه حمدا كثيرا ولىّ المحامد ربّا غفورا
يعنى حمد بسيار مر خداى را كه سزاوار محمدتهاست و پروردگار بخشاينده است، تا رسيده است به اين بيت:
و فيهم علىّ وصىّ النّبيّ بمحضرهم قد دعاه اميرا
در ايشان على كه وصىّ پيغمبر است و آن حضرت او را به حضور ايشان امير خوانده است.
و كان الخصيص به في الحيوة و صاهره و اجتباه عشيرا[1]
، يعنى على عليه السّلام مخصوص به پيغمبر بود در وقت حيات وى و داماد وى بود و برگزيده است آن حضرت او را از ميان قوم خويش.
پس آيا نمىبينى كه خبر داده است «سيد رحمه اللَّه» در بيت خود به اينكه رسول صلّى اللَّه عليه و آله خوانده است على عليه السّلام را به امارت مؤمنين و استدلال كرده است «سيد رحمه اللَّه» به اين در آنچه ذكر كرده است از مناقب آن حضرت.
اشعار حسان در روز غدير
اشعار حسان در روز غدير[1]
گفته است شيخ مفید- ادام اللَّه عزّه- از جمله آن چيزها كه دلالت مىكند بر صحت قول شيعه كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله از لفظ مولى در روز غدير معنى امامت اراده كرده قول حسّان بن ثابت است بنا بر آنكه روايات آمده بر اينكه رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله وقتى كه نصب كرد على بن ابى طالب عليه السّلام را در روز غدير نشانه و علامت از براى هدايت مردم و فرمود در آن روز آنچه مشهور است رخصت طلب كرد حسان از حضرت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله از براى آنكه بگويد در آن مقام شعرى. پس پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله رخصت داد به او و شروع كرده گفت:
يناديهم يوم الغدير نبيّهم بخمّ و أسمع بالنّبيّ مناديا
و قال فمن مولاكم و وليّكم فقالوا و لم يبدوا هناك التعاميا
الهك مولانا و أنت وليّنا لم تجدن منّا لك اليوم عاصيا
فقال له قم يا علىّ فانّنى رضيتك من بعدى اماما و هاديا
فمن كنت مولاه فهذا وليّه فكونوا له انصار صدق مواليا
هناك دعا اللّهمّ وال وليّه و كن للّذي عادى عليّا معاديا [2]
يعنى ندا كرد مردم را در روز غدير پيغمبر ايشان در خم [3]و چه شنواننده است پيغمبر در حالتى كه نداكننده باشد. گفت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله به جماعت: كيست مولاى شما و ولىّ شما؟ گفتند آن جماعت و اظهار نكردند در آنجا عدوان را و تعدّى را كه خداى تو مولاى ماست و تو ولىّ مائى و هرگز نمىيابى از جماعت ما امروز نسبت به خود عصيانكننده را. پس گفت پيغمبر به على بن ابى طالب عليه السّلام كه برخيز يا على و به درستى كه من راضى شدم از براى تو بعد از خود امام خلايق بودن و هادى ايشان بودن را. پس هر كه بودم من مولاى اوبه درستى كه على بن ابى طالب ولى اوست.[4] پس بوده باشد از براى على بن ابى طالب نصرت دهندگان به راستى و دوستان. اينجا دعا كرد پيغمبر كه بار خدايا دوست دار هر كه دوست دارد على بن ابى طالب را و بوده باش از براى كسى كه دشمنى كند با على بن ابى طالب دشمنىكننده.
فرمايش هشدارآميز پيامبر ص به حسان
پس چون فارغ شد حسّان از اين شعر، پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله به او، گفت: اى حسّان! هميشه تو مدد يافته شده مىباشى به روح القدس مادام كه نصرت و يارى ما كنى به زبان خود.
شيخ- ايّده اللَّه- مىفرمايد: اگر نه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله قصد نمود به لفظ مولى كه در آن روز فرموده آن لفظ را معنى امامت را هر آينه ثنا و ستايش نمىكرد حسان را به اينكه از زبان پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله گفت راضى شدم از براى تو بعد از خود امامت و هدايت خلايق را چنان كه در معنى شعر مذكور شد. بلكه البته پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله انكار آن مىنمود و دور مىكرد آن را. زيرا بر اين تقدير حسان قصد پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله را درست نفهميده بود و مخالف قصد پيغمبر به نظم آورده بود.
و از آن جمله، قول قيس بن سعد بن عباده رحمه اللَّه است در وقتى كه متوجه صفّين بوده در قصيده «لاميّه» خود كه اول آن قصيده اين است:
قلت لمّا طغى العدوّ علينا حسبنا ربّنا و نعم الوكيل
حسبنا ربّنا الّذى فتح البص رة بالأمس و الحديث يطول
؛ يعنى گفتم وقتى كه ستم كردند دشمنان به ما كه بس است ما را پروردگار ما و خوب وكيلى است او پس ما را پروردگار ما آنچنان پروردگارى كه فتح كرده بصره را در ديروز و سخن دراز است و در اين قصيده اشعار بسيار است تا اين بيت:
و علىّ امامنا و امام لسوانا أتى به التّنزيل
يوم قال النّبىّ: من كنت مولا ه فهذا خطب جليل
انّما قاله النّبىّ على الأم ة حتم ما فيه قال و قيل ؛
يعنى و على بن ابى طالب امام ماست و امام همگى مردم، آورد اين معنى را قرآن در روزى كه گفت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله هر كه من بودم مولاى او پس اين يعنى على بن ابى طالب عليه السّلام مولاى اوست. اين معنى امرى است عظيم و بسيار بزرگ به درستى كه نگفت اين سخن را پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله مگر بر جميع امت از روى لزوم و وجوب و نيست در اين سخن قال و قيل.
شيخ- ايّده اللَّه- مىفرمايد: اين شعر با اينكه متضمن اعتراف به امامت امير المؤمنين است همچنين دليل است بر ثبوت مذهب تشيع، در صدر اول و ابطال عناد طايفه معتزله كه انكار اين معنى نموده مىگويند مذهب شيعه تازه حادث شده در زمان پيشين نبود.
زندگی نامه امام صادق علیه السلام3
فرا رسیدن شهادن امام صادق علیه السلام تسلیت باد
بررسي روايت ابن أبي شيبه و تهديد عمر به آتش زدن خانه فاطمه(س)
شعر آیت الله وحیدخراسانی برای حضرت فاطمه زهرا ( س
معاویه و ناسزاگویی به امیر المؤمنین علی علیه السلام
فاطمه عليها السلام به روايت اهل بيت عليهم السلام
رد شبهه ای
محضر مبارک عزیزان و سروران،پیرامون مطلب شریف و عظیم الشّأنِ شهادت به حضرت بی بی،فاطمة زهراء (سلام الله علیها)در بخش اذان واقامه،برای رفع بعضی از ابهامات و سؤالاتی که پیش می آید،عرایضی را تقدیم می دارم .خواستم دربارة اینکه از ما و استاد عظیم الشأنمان،حضرت علامه مولی حسن زاده آملی «روحی فداه»در اذان و اقاة نماز،بعد از شهادت به ولایت حضرت وصیّ علیِّ عالی أعلی،مولی الموالی،امیر المؤمنین (سلام الله علیه) می شنوید که گفته می شود:
با مادرمان حضرت فاطمه الزهرا2
مرحوم سيّد بن طاووس در كتاب فلاح السّائل آورده است :
روزى حضرت صدّيقه كبرى ، فاطمه زهراء سلام اللّه عليها به محضر مبارك پدر بزرگوار خود، رسول گرامى اسلام صلّلى اللّه عليه و آله وارد شد؛ و اظهار داشت : اى پدر جان ! جزاى آن دسته از مردان و يا زنانى كه نماز را سبك مى شمارند، چيست ؟


با مادرمان حضرت فاطمه الزهرا
حضرت زهراء مظلومه عليها السلام ، آن سرور زنان در آخرين لحظات عمر خود، به همسرش اميرالمؤ منين ، امام علىّ عليه السلام خطاب كرد و چنين اظهار نمود:
يا علىّ! تو خود گواهى كه در دوران زندگى از من دروغ و خيانتى سر نزده است ، در تمام مسائل و جريانات گوناگون زندگى ، من با تو مخالفتى نداشته ام ، بلكه هميشه در تمام لحظات سعى كرده ام كه يار و ياور تو بوده باشم .
شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها
فرا رسيدن شهادت صديقه كبرى، فاطمه زهرا، پاره تن پيامبرصلى الله عليه وآله همسر امير مؤمنان على بن أبى طالب، و مادر امامان معصوم را به تمامى شيفتگان و دوستداران خاتم پيامبران و اهل بيت پاك و مطهر آن حضرت تسليت عرض نموده، اميد آن داريم كه در دنيا سعادت پيروى و زيارت اين بزرگواران را داشته باشيم، و در آخرت از شفاعتشان بهرهمند گرديم، آمين ربّ العاليمن


















فلسفه قیام حضرت اباعبدالله الحسین(ع)
امام حسين (ع) از نگاه انديشمندان و بزرگان اديان
نهضت عظيم و پر صلابت عاشورا از آغاز تاکنون و تا هميشه تاريخ بشريت چشمه سار آزادي و آزادمردي باقي خواهد ماند و هر انسان طالب حق و حقيقت براي رسيدن به آزادگي و عدالت بايد قدري از معارف اين چشمه را درک کند. ...
زندگاني و سيره عملي امام رضا(ع)
شناخت خدايى مردان برخاسته از بوستان عترت، نه براى هر بال بشکسته اى شدنى است ؛ چه آنان که بر آفتاب ديده گشوده اند جز سايه مژگان خويش نديده و آنها که در آن آسمان پريده اند جز شکسته بالى خويش را نيافته اند.
با اين همه شايد بتوان ديده بر پرتويى از آفتاب که بر زاويه اى تابيده است دوخت و در آن نشانها از حقيقت نور يافت که نور، همه يک گوهر است.
محبت اهل بيت (ع )
«ياابن جندب انما شيعتنا يعرفون بخصال شتي; بالسخاءو البذل للاخوان و بان يصلوا الخمسين ليلا و نهارا. شيعتنالايهرون هريرالكلب و لا يطمعون طمع الغراب و لا يجاورون لناعدوا ولا يسالون لنا مبغضا ولو ماتوا جوعا. شيعتنا لا ياكلونالجري و لا يمسحون علي الخفين و يحافظون علي الزوال ولايشربون مسكرا.»

سخنان على عليه السلام به كميل
پیامدهای عاشورا
بـه خـدا قـسـم ، گمان نمى كنم با اين كار هم او از ما راضى شود، مگر آن كه با قاتلان حسين به جنگيد و بكشيد تا كشته شويد.
چـرا از مـرگ مـى تـرسـيـد؟ بـدانـيـد آن كـه از مـرگ بـتـرسـد، خـوار و ذليـل خـواهـد شـد. شـمـا مـانـنـد بـنى اسرائيل باشيد كه چون پيامبرشان به آنان گفت : (شما بـرخـود سـتـم كـرديـد و گـوسـاله پـرسـتيديد. پس به سوى خدايتان توبه بريد و خود را بـكـشيد)(115) و بنى اسرائيل چون دانستند كه تنها راه جبران گناه خويش مرگ آنان است ، به ناچار، در مقابل مرگ تسليم شدند.
واکاوی انحرافات واقعه کربلا در کتاب « عاشورا برای جوانان »
عصمت جانشينان خدا از گناه و معصيت 2
الف - وهب بن منبه :
پدر وهب از ايرانيانى است كه كسرى (= خسرو) او را به يمن فرستاد. در شرح حالش در طبقات ابن سعد آمده است :
وهب گويد: من نود و دو كتاب نازل شده از آسمان را قرائت كرده ام كه هفتاد و دو تاى آن در كنيسه ها و در دسترس مردم بود و بيست عدد آن را تنها اندكى مى دانند.
دكتر جواد على گويد: گفته مى شود: وهب ريشه يهودى دارد و مدعى بوده كه يونانى و سريانى و حميرى و خواندن كتاب هاى پيشين را مى دانسته است .
در كشف الظنون يكى از تاليفات او را قصص الانبياء نام برده است . (12)
عصمت جانشينان خدا از گناه و معصيت 1
اعمالى را كه مردم در دنيا انجام مى دهند، آثارى جاودانه دارند كه در آخرت ، يا به صورت آتشى هميشگى ، كه آتشگيره آن مردم و سنگ ها هستند، (9) مجسم مى گردند، و يا به نعمت هاى جنات عدن مبدل مى شوند. و همه اين آثار، در ديد و درك بندگان مخلص خداست ، و آنان را به كوشش در اداى اعمال صالح و دورى از گناهان زشت و فحشا و منكر فرا مى خواند.
ابليس هيچ گونه سلطه اى بر جانشينان خدا در زمين ندارد
خداوند سبحان در سوره حجر - در گفت . گويى كه با ابليس دارد - مى فرمايد:
تو (= ابليس ) بر بندگان مخلص من هيچ گونه چيرگى ندارى . متن گفت و گو چنين است :
قال رب بما اغويتنى لازينن لهم فى الارض و لاغوينهم اجمعين O الا عبادك منهم المخلصين O قال ... ان عبادى ليس لك عليهم سلطن الامن اتبعك من الغاوين O

دوبیتی هایی در مدح مولا
از « عین » علی عیون ما بینا شد
وز « لام » علی لسان ما گویا شد
در « یای » علی نور خدا را دیدیم
زان نور محمد و علی پیدا شد
چهل حديث منتخب از پيامبر اكرم
1 قال رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ:
لاتُضَيِّعُواصَلوتَكُمْ، فَإ نَّ مَنْ ضَيَّعَ صَلوتَهُ، حُشِرَ مَعَ قارُونَ وَ هامانَ، وَ كانَ حَقّاً عَلىِ اللّهِ اءنْ يُدْخِلَهُ النّارَمَعَ الْمُنافِقينَ.(78)

اثبات فضائل علي (ع)
مناظره (حره) دفتر حليمه با حجاج
«حرّه» دختر«حليمه سعديّه» بر حجّاج وارد شد.[1] حجاج از طرز ورود و بي اعتنايي او به دستگاه حكومتش دانست كه اين زن يك بانوي عادي نيست بلكه از متانت و عظمت روحي فوقالعادهاي برخوردار است. پس از اندكي تأمّل پرسيد: «حرّه دختر حليمه توئي؟»
در پاسخ گفت: «فراسهُ مِنْ غيرِ مؤمنٍ» يعني اي غير مؤمن درست فهميدي.
حجاج گفت: «من مدّتهاست در انتظار ديدار توام. به من گفتهاند كه عقيده تو اين است كه علي افضل اصحاب پيغمبر است و تو علي را بر ابوبكر و عمر و عثمان ترجيح دادهاي».
حرّه گفت: «به شما دروغ گفتهاند چرا كه عقيده من درباره اميرالمؤمنين علي ـعليه السلام ـ بيش از آنست كه تنها او را بر اصحاب ترجيح دهم، بلكه علي ـ عليه السّلام ـ را بر كساني كه افضل از ابوبكر و عمر و عثمان نيز هستند ترجيح ميدهم.»
















اینجانب بهروز عارفی نیا(نجف قلی نژاد) متولد شهرستان آذرشهر،طلبه یکی از حوزه های شهر کاشان هستم.