غدير

الف) خاطره شيرين غدير

آنچه از نظر قرآن و حديث و تاريخ قطعي است و همه علما اعمّ از شيعه و صدها عالم از اهل سنت از جمله امام احمد حنبل در جلد 4، صفحه 281 مسند خود نوشته‏اند، نقل مي‏كنيم، ولي با تجربه چندين قرن خود ثابت مي‏كنيم كه مي‏توانيم در كنار هم زندگي شيرين داشت و در برابر استكبار جهاني ايستاد.

ب) اهميت وارزش غدير

امت بي امام كشتي بي ناخداست، شب بي چراغ است. اگر غدير و رهبري الهي نباشد، استعدادها شكوفا نمي‏شود. در كنار پيشرفت امروز دنيا، فساد و جنايات نيز پيشرفت مي‏كند؛ يعني بال علم و تكنولوژي حركت مي‏كند، ولي بال معنويت شكسته است و اين است سيماي انسان بدون رهبري الهي در جهان. خيلي تعجب است از كساني كه مي‏گويند پيامبر اكرم از دنيا رفت و كسي را تعيين نكرد.!!! مگر در تاريخ پيامبر اكرم(ص)نمي‏خوانيم: هر گاه قبيله‏اي مسلمان مي‏شدند فورا براي آنان حاكم تعيين مي‏فرمود.

هر گاه لشگري اعزام مي‏كرد براي آنان فرمانده تعيين مي‏فرمود.

همين كه به مدينه هجرت كرد در مكه براي خود جانشين تعيين ‏فرمود.

بو علي سينا مي‏گويد: چگونه باور كنيم خداي حكيمي كه از مژه چشم و گودي كف پا غفلت نكرده از رهبري مردم غافل شده.؟!

مگر قرآني كه هر كس مي‏تواند آيه‏اي از آن را دستاويز اهداف خود كند بدون مفسري معصوم، مانند رسول خدا و جانشين الهي او قابل تكيه است؟

به هر حال غدير تداوم خط رسالت است. تا آمدن حضرت مهدي، عجل الله تعالي، تا روزي كه وعده‏هاي مكرر خداوند در قرآن نسبت به جهاني شدن اسلام محقق شود. غدير؛ يعني بيعت با امامي كه حكومت براي او وسيله‏اي براي برقراري عدالت اجتماعي است و گرنه ارزش عطسه يك بزغاله را ندارد و نام او ابوتراب است، زيرا بر روي خاك مي‏نشيند و ناشناس، شخصا به فقرا رسيدگي مي‏كند و در تمام جبهه‏هاي جنگ در خط اول است. بيعت با علي كه همسر شهيد، برادر شهيد، پدر شهيد و خودش شهيد محراب است؛ يعني بيعت با توحيد و نبوت، عدل و شهامت، با زهد و اخلاص، با ايمان و يقين، با علم و عمل، با تمام كمالات و وارستگي ها.

پيامبر اكرم در سال آخر عمر خود تصميم گرفتند كه آخرين حج خود را انجام دهند. مردم از اين سفر آگاه و با حضرت همراه شدند و كارواني به سوي مكه رهسپار شد. همين كه اعمال حج تمام شد و به سوي مدينه بر مي‏گشتند به منطقه‏اي رسيدند به نام غدير خم كه در آنجا مسلمانان از هم جدا و هرگروه به سوي منطقه‏اي مي‏رفتند، آيه نازل شد تا هميشه مردم آن را در قرآن بخوانند و هر لحظه به ياد آن روز باشند. آيه اين بود:يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناسترجمه:" اي رسول آنچه از طرف پروردگارت به تو نازل شد با صراحت به همه مردم بگو، اگر نگويي رسالت خدا را انجام نداده‏اي، بگو و نترس كه خدا تو را از شر بد خواهان حفظ مي‏كند".

اگر در كلمات ترجمه دقت كنيد نكاتي را مي‏فهميم، از جمله آنكه:

 A تو بايد حرف ما را به ديگران با صراحت و به طور كامل برساني.يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ[مائده/67[

B  پيام وحي الهي و از سرچشمه علم بي نهايت خداست.أُنْزِلَ إِلَيْكَ[مائده/67].

 C در اين پيام رشد و تربيت نهفته شده است.مِنْ رَبِّكَ[مائده/67].

 D اگر اين پيام را در اين سال آخر عمر و در اين برگشت از حج و در اين مسير زمين كه گلوگاه همه مسافرين است نرساني، رسالت خدا را ابلاغ نكرده‏اي و تمام زحمات 23 ساله تو فرو مي‏پاشد.وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ[مائده/67].

 E پيام ما را برسان و نگران مباش، خدا تو را از شر مردم حفظ مي‏كند.وَ اللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ[مائده/67].

پ) سيماي غدير

غدير يك روز نيست، يك تاريخ است، يك نوع عقيده و فكر است و ضامن اجراي احكام خدا است. غدير بذر ولايت در دل امت و نشان دادن خورشيد است. غدير به معناي دست انسان در دست ولي خدا و امام معصوم و بيمه شدن از طاغوتها است. غدير؛ يعني تداوم رسالت، غدير؛ يعني همان گونه كه انسان نياز به پيامبر دارد و پيامبر را خدا تعيين مي‏كند، بعد از پيامبر، انسان به امام نياز دارد و امام را نيز خدا تعيين كند، زيرا انسان همان انسان است و نياز به رهبري الهي در همه زمان ها و مكان ها دارد.

ت (فرار از ولايت علي (عليه السلام) و ولي بودن ايشان

سئوال اول

ممكن است مراد از اين ماجرا مسئله دوست داشتن علي باشد نه حكومت و ولايت؟

پاسخ: اولا، دوستي علي اين همه تشريفات و مردم را زير آفتاب نگاه داشتن ندارد. ثانياً، دوستي علي نياز به بيعت ندارد، در آن روز مردم با علي بيعت كردند و بيعت به خاطر پذيرفتن او در امر اطاعت از رهبري است.

سئوال دوم

آيا اين ماجرا را اهل سنت قبول دارند؟

پاسخ: علامه اميني در كتاب الغدير نام سيصد و پنجاه نفر از بزرگان و علماي اهل سنت را آورده كه ماجرا را نقل كرده‏اند و نام بيست كتاب مستقل را برده‏اند كه در اين زمينه نوشته‏اند و 60 روايت در كتاب الغدير در نحوه تبريك خلفا و اينكه تبريك مردم از ظهر تا غروب ادامه داشت، آورده است.[الغدير، ج1، ص283ـ272]

سئوال سوم

آيا بيان اين ماجرا ضرري به وحدت نمي‏زند؟

پاسخ: از يك سو بازگو نكردن مسلمات تاريخ كتمان حقايق و ضرر به نسل آينده است و از سوي ديگر ناديده گرفتن توطئه‏هاي كفار شرق و غرب براي اصل اسلام و دامن زدن به تفرقه گناه است. راه صحيح آن است كه ما هم تاريخ قطعي و آثار رهبري معصوم را به نسل نو بگوييم، ولي به خاطر مصلحت مهم‏تر و جلوگيري از تفرقه و ضربه پذيري در برابر استكبار جهاني وحدت خود راحفظ كنيم و در بيان تاريخ كلمه‏اي كه عامل فتنه باشد نقل نكينم. كه اين سفارش امامان معصوم ما است كه با همه فرقه‏هاي مسلمان برادر باشيم، در نمازشان شركت كنيم، و از مريضان آنان عيادت كنيم، با آنان ازدواج كنيم و روحيه برادري را حفظ كنيم.

امام سجاد كه پدرش در كربلا شهيد شد براي مرزبانان دعا مي‏كند در حالي كه مرزبانان هواداران بني اميه بودند و اين به خاطر آن است كه امنيت بلاد اسلامي و مصالح كلي نظام بر مسائل ديگر مقدم است.

ث (جايگاه امامت

اگر نياز مردم تنها يك نياز اداري بود افراد زيادي كه آشنا به مسائل حقوقي و سياسي و مديريتي هستند مي‏توانستند امام شوند. اما امام، در عقيده كسي است كه علاوه بر اداره كامل جامعه به مردم رشد و شجاعت و معنويت و اخلاص و علم دهد، واسطه فيض ميان خالق و مخلوق باشد، وجود او، كلام او، اخلاق او، سازنده باشد و برترين فرد زمان در تمام كمالات باشد و غدير سرچشمه آشنايي با اين گونه رهبري است و اكنون فرزند غدير را بنگريد كه چگونه رهبري سياسي را به همراه با معلمي و مربي گري داشت.

امام خميني كودتا نكرد تا رژيم شاهنشاهي را تغيير دهد، بلكه مردم ترسو را شجاع كرد، از نيروهاي ساده، متخصص ساخت، وابستگان و دلبستگان به ماديات را در صف اول جبهه برد، به مردم معنويت داد، تعهد داد و اين است نقش امامت الهي، امام غدير در عقيده ما نه يك لحظه شك مي‏كند، و نه نسبت به مسئله‏اي جهل و ترديد دارد، نه عقب نشيني مي‏كند و نه تحت تاثير چيزي قرار مي‏گيرد و نه تهديد و وعده‏اي او راتغيير مي‏دهد. رهبري غدير، مالك اشتر و ابوذر را جذب مي‏كند و رهبري غير غدير عمرو عاص و وليد را. خط غدير فتواي اعدام سلمان رشدي را صادر مي‏كند و به امريكا مي گويد هيچ غلطي نمي‏تواني بكني و لرزه بر اندام استكبار مي‏اندازد و طاغوت ها را تحقير و مستضعفان را عزيز مي‏كند. رهبري غدير، كاخ ندارد؛ در كعبه متولد، و در نماز شهيد مي‏شود. مشكل امروز مسلمانان غفلت از آيات قرآن در مسئله رهبري است. قرآن با كمال صراحت با جملاتلا تطع، لا تطيعوا، لا تتبع، لا تتبعوامي‏فرمايد: از گناهكار، ظالم، جاهل، بد سابقه، فتنه گر، ولخرج، غافل، هوسباز پيروي نكنيد و بر عكس از خدا و رسول او و اهل بيت او كه هيچ گونه پليدي و انحراف ندارند، پيروي كنيد.

اگر رهبري غدير حاكم بود، امروز اسرائيل اين همه تجاوز نداشت. مسئله رهبري ازنماز و روزه و حج و جهاد و زكات و غيره مهم‏تر است، زيرا همه احكام اسلام به طور عادي ابلاغ شد، اما در غدير خم خداوند پيامبرش را تهديد كرد كه اگر رهبر الهي را معرفي نكني تمام زحمات 23 سال تو هدر مي‏رود.

پيام غدير در آفتاب داغ بود، در سفر حج بود، در روز روشن بود، با حدود صد هزار مخاطب بود، بعد از نماز ظهر بود، در سال آخر عمر پيامبر بود، در مسير راه مكه و مدينه بود، در محل جدايي مسلمانان از يكديگر بود، همراه با خدا حافظي پيامبر اكرم(ص)بود، همراه با اقرار مردم به توحيد و نبوت و معاد بود، همراه با تبريك و بيعت بود، كدام برنامه و قانون با اين همه تشريفات و اهميت ابلاغ شد. در حديث مي‏خوانيم:و ما نودي بشيي مثل ما نودي بالولايه؛ يعني هيچ چيز مثل رهبري پيامش ابلاغ نشد.

در زمان حكومت حضرت علي ـعليه السلامـ در يك سال روز غدير با روز جمعه مصادف شد، حضرت خطبه بسيار مهمي خواندند كه در آن فرمودند:"امروز روز سقوط شيطان و روشن شدن حق است، امروز روز عهد و پيمان است، امروز روز گشايش است، من راه خدا، حجت خدا، رمز هدايت و شرافت امت اسلامي هستم. در قيامت بهشت و دوزخ به واسطه من تقسيم مي‏شود".[خطبه بسيار مفصل است، مستدرك نهج البلاغه كاشف الغطاء]